لغت نامه دهخدا
استان سو. [ اِن ُ ] ( اِخ ) حمزةبن الحسن گوید: نام ناحیه ایست موسوم بجبل، چنانکه ابوالسری سهل بن الحکم مرا حکایت کرد وگوید آن شامل ده و اند کوره است. ( معجم البلدان ).
استان سو. [ اِن ُ ] ( اِخ ) حمزةبن الحسن گوید: نام ناحیه ایست موسوم بجبل، چنانکه ابوالسری سهل بن الحکم مرا حکایت کرد وگوید آن شامل ده و اند کوره است. ( معجم البلدان ).
نام ناحیه ای موسوم بجبل
💡 آشناک یک اندیس غیرفلزی است که در حوالی شهر سلماس استان آذربایجان غربی قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، سیلیس است.سنگ میزبان این اندیس آهک است
💡 مِهرِستان (به بلوچی: مئ گِس یا مه گس) مرکز شهرستان مهرستان و یکی از شهرهای استان سیستان و بلوچستان ایران است.
💡 دهستان گونی شرقی یکی از دهستانهای استان آذربایجان شرقی است. این دهستان در بخش مرکزی شهرستان شبستر واقع شدهاست.
💡 سال ۱۴۰۲ به شهرداری به دلیل بنرهای شهری با مضمون ضدرسانه انتقاد شد ودادگستری استان آنها را جمع کرد.
💡 یک جهان چون من زکات استان خبر مقتداست کز نصاب علم دین صاحب نصیبش یافتم
💡 انارو ئیه، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان عنبرآباد در استان کرمان ایران است.