اسب رز

لغت نامه دهخدا

اسب رز. [ اَ رِ ] ( اِ مرکب ) رجوع به اسب ریس شود.

فرهنگ فارسی

۱ - راهی که اسب بیک روز تواند پیمود. ۲ - ( اسم ) عرصه ای که اسب در آن تاخت کند میدان اسب دوانی اسب رس اسب رز اسپ ریس. ۳ - میدان چوگان بازی و نمایش و رژه ۴ - میدان جنگ.

جمله سازی با اسب رز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همچو آن اسبی که بر من داده میر کامگار بی‌خبر رم می‌کنند و باخبر رم می‌کنند

💡 زو مخیرتر ملک هرگز نبیند صدر و گاه زو مبارزتر ملک هرگز نبیند اسب و زین

💡 (48) گواهى دادن اسب امام رضا عليه السلام در امامت ايشان

💡 صد هزاران اسب تازیّ و شتر بیش بودش با دو صد صندوق درّ

💡 دراحاديث معتبر وارد شده است كه مسابقه و گروبندى جايز نيست مگر در اسب واستر والاغوشتر و فيل و در تيراندازى.

💡 کشتن اسب کولبران و کاسبکاران در مرز بانه، واکنش فعالان مدنی، زیست‌محیطی و مردم بانه را هم به دنبال داشته است.

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز