ازارنده
مترادفها
آزاردهنده، مزاحم
متضادها
آرامبخش، مهربان
لغت نامه دهخدا
( آزارنده ) آزارنده. [ رَ دَ/ دِ ] ( نف ) موذی. موجع. مولِم. متعب. شاق. مجحد.
فرهنگ معین
( آزارنده ) (رَ دِ ) (ص فا. ) آزاردهنده، موذی.
فرهنگ عمید
( آزارنده ) آزار دهنده.
فرهنگ فارسی
( آزارنده ) ( اسم ) آزار دهنده موذی.
موذی موجع
جمله سازی با ازارنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 «فرار روان زاد» یکی دیگر از اختلالات حافظه است که در طی این بیماری فرد ناگهان هویت خود را فراموش میکند و به مکان دیگری میرود و هویت جدیدی برای خود اتخاذ میکند (تماماً بهطور ناخودآگاه). این افراد ممکن است هویت خویش را بهدست آورند. این نوع فراموشی نیز به دنبال مشکلات هیجانی–عاطفی و احساس گناه، شرم، و… ایجاد میشود و در حقیقت نوعی فرار از خاطرات آزارنده و فشار و استرس زندگی است.
💡 پلیس اعلام کرد که فرد آزاردهنده را که مسئول ایجاد مزاحمت برای عابران پیاده بود، پس از طی مراحل قانونی و بررسی پرونده، بازداشت و خودی شد.
💡 مقابله با هرگونه رفتار آزاردهنده در مدارس و دانشگاهها، از وظایف اصلی مسئولان آموزشی برای حفظ سلامت روان و امنیت روانی تمامی دانشآموزان و دانشجویان است.
💡 شناسایی و برخورد سریع با فرد آزاردهنده در فضای مجازی میتواند از گسترش رفتارهای غیرانسانی و آسیبهای روحی جدی به کاربران جوان و نوجوان جلوگیری کند.