لغت نامه دهخدا
( آزادیخواهی ) آزادیخواهی. [ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) چگونگی و صفت آزادیخواه. آزادی طلبی.
( آزادیخواهی ) آزادیخواهی. [ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) چگونگی و صفت آزادیخواه. آزادی طلبی.
( آزادی خواهی ) چگونگی و صفت آزادیخواه
( آزادیخواهی ) چگونگی و حالت آزادیخواه: ۱ - طرفداری از آزادی فردی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حوادث اجتماعی، حرکتهای عدالت طلبی و آزادی خواهی خصوصاً جنبش ملی شدن صنعت نفت، او را، علیرغم آنکه خان و رئیس ایل بود، در کنار زحمتکشان و آزادی خواهان قرار داد، تا جایی که در دهه سی – چهل، داوطلبانه بخشهایی از بهترین زمینهای کشاورزی خود را (در اطراف شهر سعادتشهر وجیسقان کمین و قصردشت کمین) بین دهقانان خود تقسیم کرد. در همین سالها با امکانات مالی خود بانی ساختن بهداری و چند مدرسه برای اهالی شد.