لغت نامه دهخدا
( آزادیخواه ) آزادیخواه. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) طرفدار حکومت آزاد. آزادی طلب.
( آزادیخواه ) آزادیخواه. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) طرفدار حکومت آزاد. آزادی طلب.
( آزادیخواه ) (خا )(ص فا. )آزادی طلب، دوستدار آز ادی، طرفدار آزادی.
( آزادی خواه ) ۱. آزادی طلب، دوستدار آزادی.
۲. طرفدار دموکراسی و رژیم مشروطیت.
( آزادیخواه ) ( اسم ) آزادی طلب دوستدار آزادی. ۲ - طرفدار آزادی فردی.
آزادی طلب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعدها در جنگهای آزادیخواهان با محمد علی شاه نیز همدستی با ایرانیان کردند و یک دسته از ایشان به شهر خوی به یاری آزادی خواهان درآمدند.
💡 بعد از پیوستن به نهضت جنگل در زمرهٔ مبارزان میرزا کوچک خان درآمد و در جریان درگیری میرزا کوچک خان با جناح کمونیستهای کودتاچی به جانبداری از میرزا پرداخت و به این جهت از سوی کودتاچیها دستگیر و محکوم به اعدام شد و بر اثر حمایت آزادی خواهان رشت از مرگ نجات پیدا کرد. خانهٔ موروثی اش نیز در خیابان بیستون رشت به دست عمال دولت انگلیس به آتش کشیده شد.
💡 آقا بالا خان از دولت مردان محمد علی شاه و از مخالفان سرسخت مشروطه که در سرکوب آزادی خواهان مشروطهطلب در تهران ارادت خود را به شاه به اثبات رسانده بود، به منظور سرکوب هرگونه اعتراضی در گیلان، به عنوان حاکم این ایالت برگزیده شد. وی به تدریج از عنوان «معین نظام» به «وکیل الدوله» و سپس به «سرداری» ارتقا یافت و لقب «سردار افخم» را یدک کشید.
💡 او برای امنیت و وحدت کشور در آن روزهای سخت که هر لحظه بیم پهپادها بود و خطری سرش را تهدید می کرد، روی گردان نشد و سعی و تلاش کرد هموطنان فریب خورده خود را از کنار مردم بازگرداند. مهاجمان و در کنار آزادی خواهان از آنها برای آبادانی کشور استفاده کنند.