از خود خالی شدن
مترادفها
خودباختن، از خود بیخود شدن، فنا شدن
متضادها
خودخواهی، خودپسندی، خودطلبی
فرهنگ معین
( ~. خُ. شُ دَ ) (مص ل. ) قالب تهی کردن، بی هوش شدن.
ویکی واژه
قالب تهی کردن، بی هوش شدن.
جمله سازی با از خود خالی شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با او شبی می خوردهام، نبود عجب کز یاد آن چشمم چو بر ساغر فتد، همچون حباب از خود روم
💡 خوب می دانم وفا از خود جفا از یار خود زآنکه او در کار خود خوبست و من در کار خود
💡 (خدايانى ديگر اتخاذ نموده آنها را دختران خدا مى دانند؟) آيا خدا شما را از خود محترم ترمى داند كه پسران را به شما داده و از ملائكه دختران را خود گرفته، با اين سخن گناهبزرگى مرتكب مى شويد (40).
💡 و ((شجاعت )) عبارت از اطاعت نفس غضبى از نفس ناطقه است تا در حوادث همعمل شجاعانه زيبايى انجام دهد و هم صبر و بردبارى ستايش آميزى از خود نشان بدهد.
💡 ز کشتن کردیم گر ای جفاجو ناامید از خود به زخم ناوکی امیدوارم میتوان کردن
💡 بنابراين، آدمى بايد اُنس با خداى را از خود او بطلبد چه اينكه هم اوست كه ((مقلبالقلوب )) است. محبتها را بر دل مى نشاند يا از آن بر مى ستاند. دلها را با چيزىماءنوس مى كند و يا از آن متوحش مى سازد.
💡 او در میان جمعیت پرهیاهو، چنان از خود خالی شده بود که گویی در دنیای دیگری غرق شده و هیچ چیز را نمیشنود.
💡 هنرمند هنگام نواختن قطعه موسیقی بسیار پیچیده، چنان از خود خالی شد که تمام وجودش با نتها و آهنگهای زیبا یکی شده بود.
💡 پس از ساعتها تلاش مداوم و فعالیت بدنی طاقتفرسا، او چنان از خود خالی شده بود که حتی توان حرکت کردن هم نداشت.