لغت نامه دهخدا
ارزاق سلطان. [ اَ س ُ ] ( اِخ ) ابن سلطان محمد خوارزمشاه. رجوع به حبط ج 1 ص 430 شود.
ارزاق سلطان. [ اَ س ُ ] ( اِخ ) ابن سلطان محمد خوارزمشاه. رجوع به حبط ج 1 ص 430 شود.
ابن سلطان محمد خوارزمشاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ديوان رسالت، در مقام دبيرخانه سلطان، نامه هايى را كه از قدرت هاى خارجى مى رسيد، دريافت مى كرد و بنوبه ى خود نامه هايى براى آنان ارسال مى داشت. به علاوه اين ديوان در تماس هاى سياسى نيز ذى ربط بود. از اين رو گزارش ها و پيام هايى كه منهيان توسط اسكداران از سراسر امپراتورى مى فرستادند به ديوان رسالت مى رسيد، هم چنين گزارش هاى مربوط به قيمت ارزاق، مصايب طبيعى، تهاجمات دشمنان خارجى، فعاليت راهزنان و مسائل ديگر را شامل مى گرديد.