ارث در صدر اسلام
ارث در صدر اسلام، بر اساس آموزههای قرآن کریم و شرایط اجتماعی آن زمان، به صورت مرحلهای و متفاوت با نظامهای بعدی شکل گرفته بود. در آغاز اسلام، علاوه بر خویشاوندی نسبی، عواملی مانند هجرت در راه خدا و پیمان برادری میان مهاجران و انصار نیز در ارثبری نقش داشتند. بر این اساس، مسلمانانی که به مدینه هجرت کرده بودند و با انصار پیمان برادری بسته بودند، میتوانستند از یکدیگر ارث ببرند. این نوع ارثبری به عنوان یک نظام حمایتی اولیه در جامعه نوپای اسلامی برای تقویت پیوندهای ایمانی و اجتماعی ایجاد شده بود. همچنین در برخی موارد، پیمانهای حمایتی و سوگندهای دوستی نیز میتوانستند سبب ارث بردن افراد از یکدیگر شوند. اما با نزول آیات بعدی قرآن، بهویژه آیه «وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَىٰ بِبَعْضٍ»، این شیوههای غیرنسبی ارث منسوخ گردید. پس از این حکم، ملاک اصلی در ارث، تنها خویشاوندی نسبی و خانوادگی قرار گرفت و پیوندهای قراردادی از این حوزه خارج شدند. بدین ترتیب، نظام ارث در اسلام به سمت ساختاری پایدارتر و مبتنی بر روابط خونی و خانوادگی تغییر یافت. فقها نیز بر اساس این تحول قرآنی، ارث را از احکام مالی ثابت و «فریضه» الهی دانستهاند که باید دقیق اجرا شود. در مجموع، ارث در صدر اسلام ابتدا بر پایه پیوندهای ایمانی و اجتماعی بود، اما سپس با تشریع نهایی قرآن، به خویشاوندی نسبی محدود و تثبیت شد.
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] ارث در صدر اسلام (قرآن). فقیهان به پیروی از قرآن کریم، از ارث به « فریضه » و « فرض » تعبیر کرده اند.
مؤمنان مهاجر و انصار از یک دیگر به سبب هجرت و پیمان برادری در صدر اسلام ارث می بردند.ولکل جعلنا مولی مما ترک الولدان والاقربون والذین عقدت ایمـنکم فـاتوهم نصیبهم... (براساس یک قول در تفسیر «والذین عقدت...»، در صدر اسلام فقط مهاجران و انصار بر اساس پیمان برادری از یک دیگر ارث می بردند که بعدا این حکم نسخ شد). ان الذین ءامنوا وهاجروا وجـهدوا بامولهم وانفسهم فی سبیل الله والذین ءاووا ونصروا اولـئک بعضهم اولیآء بعض والذین ءامنوا ولم یهاجروا ما لکم من ولـیتهم من شیء حتی یهاجروا... النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم وازوجه امهـتهم واولوا الارحام بعضهم اولی ببعض فی کتـب الله من المؤمنین والمهـجرین الا ان تفعلوا الی اولیائکم معروفا کان ذلک فی الکتـب مسطورا.
پیمان حمایت از اسباب ارث
در صدر اسلام پیمان حمایت از اسباب ارث بسته میشد.ولکل جعلنا مولی مما ترک الولدان والاقربون والذین عقدت ایمـنکم فـاتوهم نصیبهم.... (برداشت فوق بر این اساس است که «والذین عقدت...» مبتدا و آغاز جمله مستانفه بوده و مقصود از آن کسانی باشند که در جاهلیت برای حمایت از یک دیگر سوگند خورده و براساس آن از یک دیگر ارث می بردند گفتنی است که توارث بر اساس هجرت، پیمان برادری و پیمان حمایت، با نزول «و اولوا الارحام بعضهم اولی ببعض» نسخ شده است).
نسخ حکم ارث بردن
حکم ارث بردن به سبب هجرت و پیمان برادری، در قرآن نسخ شده است.النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم وازوجه امهـتهم واولوا الارحام بعضهم اولی ببعض فی کتـب الله من المؤمنین والمهـجرین الا ان تفعلوا الی اولیائکم معروفا کان ذلک فی الکتـب مسطورا. (برداشت فوق بر این اساس است که مشارالیه «ذلک»، نسخ توارث به سبب هجرت و مقصود از «کتاب الله» قرآن باشد) والذین ءامنوا من بعد و هاجروا و جـهدوا معکم فاولـئک منکم و اولوا الارحام بعضهم اولی ببعض فی کتـب الله ان الله بکل شیء علیم. (گروهی از مفسران گفته اند مقصود از «اولوا الارحام» خویشاوندان میت هستند که در ارث بردن، برخی مقدم بر برخی هستند در این صورت آیه، ناسخ توارث به سبب پیمان حمایت و برادری، هجرت و... است)