ارث در دین زکریا

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ارث در دین زکریا (قرآن). آیات ۵ و ۶ سوره مریم در مورد ارث در دین حضرت زکریا علیه السّلام آمده است.
ارث در دین زکریا علیه السّلام مشروعیت داشت.«وانی خفت المولی من وراءی وکانت امراتی عاقرا فهب لی من لدنک ولیا» و من از بستگانم بعد از خودم بیمناکم (که حق پاسداری از آیین تو را نگاه ندارند)! و (از طرفی) همسرم نازا و عقیم است؛ تو از نزد خود جانشینی به من ببخش...«یرثنی ویرث من ءال یعقوب..» که وارث من و دودمان یعقوب باشد؛ و او را مورد رضایتت قرار ده!»(«ارث» در لغت به ماترک گفته می شود و فهم عرف نیز موافق همین معنا است. حضرت زهرا علیهاالسّلام نیز به این آیه برای ارث بری از پدر بزرگوارش، استدلال فرمود)

جمله سازی با ارث در دین زکریا

💡 به گمان ما، اصل و منشأ بنیادهایی از قبیل «حرمت ازدواج با اقارب» و «انتقال ارث در نسل پدری به جای نسل مادری» و «اجتماع پدر سالاری» را نمی‌توان از طریق «سیر در انفس» تشخیص داد.

💡 مورد ارث در اينجا كتاب است، البته مقصود از كتاب، نوشتار نيست كه جزء امور مالىباشد، بلكه علم است، و نيز ( العلماء ورثه الانبياء:) علماء وارثان پيامبر هستند،زيرا در هر دو مورد قرينه دلالت بر معناى غير حقيقى دارد، ذكر لفظ (كتاب ) مى رساندكه مقصود معناى حقيقى نبوده كه ارث مالى پيامبران به آنانانتقال يابد، پس معناى حقيقى مورد نظر نمى باشد.

💡 هدف کودتا - آن طور که در اعلامیه‌هایی به مردم وعده داده شده بود - «برانداختن ریشه جنایتکاران خودخواه تن‌پرور داخلی» و «رهانیدن ملت ایران از سلسله رقیت مشتی دزد و خیانتکار» بود. افرادی که به زعم سید ضیا و رضاخان، در سال‌های پرآشوب پس از انقلاب مشروطه «زمام مهام {امور} مملکت را به ارث در دست گرفته بودند، مانند زالو خون مردم و ملت را مکیده، ضجه وی را بلند می‌ساختند.»

💡 و اگر مقصود از خلافت، جانشينى ظاهرى و دنيائى است كه با نسب ارث برده مى شود، وكسى كه منسوب نيست ارث نمى برد، چنين خلافتى مانندمال، يكى از وسائل زندگى مادى است، و با اينحال چه فائده اى دارد كه ما با اصرار كلمه ارث در آيه را از ارثمال به ارث خلافت برگردانيم ؟

💡 در تفسير قرطبى آمده است كه دانشمندان گذشته وحال در اين مساله اتفاق نظر دارند كه متعه ازدواجى است موقت كه ارث در آن منتفى مىباشد و جدايى بين زن و مرد بدون انجام هر گونه تشريفاتى، چون طلاق و غيره،صورت مى گيرد و تنها با پايان يافتن مدت تعيين شده انجام مى پذيرد. ابن عطيهگفته است: