کلمهی «آرامیده» شکل گذشتهی نقلی فعل «آرامیدن» است و از دو بخش تشکیل شده است: ریشه «آرام» و پسوند «یده». «آرام» به معنای آسوده، بیتنش و بیهیاهو است و حالتی از سکون و راحتی را نشان میدهد. فعل «آرامیدن» یعنی به حالت سکون و آسودگی رسیدن، راحت شدن یا استراحت کردن. پسوند «یده» در «آرامیده» نشاندهندهی گذشته و تکمیل شدن عمل است، یعنی کاری که انجام شده یا حالتی که حاصل شده است. بنابراین «آرامیده» به معنای کسی یا چیزی است که به آرامش و آسودگی رسیده است. این واژه غالباً در ادبیات فارسی و متون ادبی برای توصیف فردی که در آرامش جسمی یا روحی قرار دارد به کار میرود. در برخی موارد، این واژه به فرد درگذشته یا دفن شده نیز اشاره دارد، مانند جملهی «او در خاک آرامیده است»، که معنای سکون ابدی و دفن در خاک را میدهد. از نظر دستوری، این کلمه یک صفت نقلی است که حالت فرد یا شیء را بیان میکند و میتواند قبل یا بعد از اسم بیاید. این کلمه علاوه بر آرامش جسمی، میتواند نشانهی آرامش روانی یا ذهنی نیز باشد.
ارامیده
لغت نامه دهخدا
( آرامیده ) آرامیده. [ دَ / دِ] ( ن مف / نف ) ساکن. ساکت. مستریح. مطمئن. آرمیده.
- آرامیده شدن؛ سجو. تفرج.
- آرامیده شدن ورَم و آماس؛ انفشاش.
- آرامیده کردن ستور؛ توقیر آن. تسکین او.
- آرامیده گفتن؛تهوید. نرم گفتن. آهسته و شمرده گفتن.
فرهنگ فارسی
( آرامیده ) ( اسم ) آرام گرفته استراحت کرده آرمیده.
ساکت نرم گفتن
جمله سازی با ارامیده
💡 همرهان در منزل آرامیده و غالب ز ضعف پا برون نارفته از نقش کف پایم هنوز
💡 به جائی امن آرامیده مرغی داشت ماوایی صدای شهپر شاهین برآمد ناگه از جائی
💡 این کشتی تجاری حامل ۱۱۰۰ آمفورا بوده و در اعماق ۳۶ تا ۴۲ متری آرامیده بود.
💡 برق بیرنگ است عشق اما درین صحرای وهم ی هوس خاموش امشب آهم آرامیده است
💡 دلت بحریست آرامیده اما در غضب کرده تلاطمهایش سیلی کاری دریای طوفانی