اخنس بن شریق

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اخنس بن شریق را می توان از سران مشرک مکّه برشمرد که دوشادوش ابوسفیان و ابوجهل، در مبارزه با اسلام نقش داشته است.
کنیه او را ابوثعلبه گفته اند. وی از بنی علاج و هم پیمان بنی زهره بود.از بزرگان قوم به شمار می رفت و کلامش نافذ بود.
علت شهرت به اخنس
هنگامی که با سایر مشرکان مکه به بهانه تهدید کاروان تجارتی قریش از سوی مسلمانان، برای جنگ بدر رهسپار مدینه بود، با دریافت خبر نجات ابوسفیان و کاروان تجارتی قریش و مخرمة بن نوفل (از بنی زهره)، در همراهی با سپاه مکّه تردید کرد و با نقشه او، همه بنی زهره که به نظر واقدی کم تر از صد نفر و به نقلی، صد یا سیصد نفر بودند، از سپاه قریش کناره گرفتند و بدون شرکت در جنگ بدر، به مکه بازگشتند؛ از همین رو، به «اخنس» یعنی عقب مانده (از سپاه) شهرت یافت.
شخصیت اجتماعی
اخنس را می توان از سران مشرک مکّه برشمرد که دوشادوش ابوسفیان و ابوجهل، در مبارزه با اسلام نقش داشته است.این سه، بارها برای شنیدن آیات الهی از زبان رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به دور از چشم یک دیگر و قریش در شب تاریک کنار خانه ایشان می آمدند و تا طلوع فجر در مخفی گاه خود می ماندند. وی در جواب ابوسفیان که از حقّانیت پیامبر سؤال کرده بود، گفت:او را حق یافتم. پیامبر، هنگام بازگشت از طایف، برای اخنس پیغام فرستاد تا او را برای ابلاغ رسالت خویش پناه دهد؛ امّا اخنس به بهانه ای نپذیرفت.
در شمار مولفة قلوبهم
...
[ویکی فقه] اخنس بن شریق (قرآن). اخنس بن شریق از سران مشرک مکه می باشد. کنیه او را ابوثعلبه گفته اند. وی از بنی علاج و هم پیمان بنی زهره بود.از بزرگان قوم به شمار می رفت و کلامش نافذ بود.
اخنس بن شریق، ابوثعلبه از قبیله ثقیف و از سران شرک است.
آیات در شأن اخنس
برخی مفسران، نزول آیات ۲۰۴ و ۲۰۵ بقره: ۲ را درباره سوزاندن مزارع و پی کردن چهارپایان مسلمانان به وسیله وی، آیه ۳۳ انعام: ۶ و ۵ هود: ۱۱ را درباره تکذیب پیامبر صلی الله علیه وآله، از سوی او آیات ۶ تا ۸ ص: ۳۸ را در زمینه گفتار وی با ابوطالب در مورد بازداشتن رسول خدا از دعوت خویش و آیات ۱ تا ۴ همزه: ۱۰۴ را درباره دل خوشی وی به جمع آوری مال دانسته اند. گفته شده: آیات ۸ حج: ۲۲، ۳۱ زخرف: ۴۳، ۸ تا ۱۶ قلم: ۶۸ (نیز رجوع کنید به این منابع که در شان وی و هم فکرانش فرود آمده است).

جمله سازی با اخنس بن شریق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 130) اين كه حضرت فرمود: پسر ملعون، زيرا مغيرة فرزند اخنس بن شريق است كه از بزرگان منافقين مى باشد و از كسانى است كه روز فتح مكه به زباناظهار اسلام كردند و در باطن مسلمان نشدند، ورسول خدا براى تاءليف قلب اخنس صد شتر از غنيمت هاى جنگ حنين را به او بخشيد يكىاز فرزندان او در جنگ احد توسط اميرالمؤ منين عليه السلام كشته شد به همين جهتبرادرش مغيره با حضرت على عليه السلام كينه مى ورزيد.

💡 فـردا صـبح يكى از مشركان به نام اخنس بن شريق عصاى خود را برگرفت و به سوىخانه ابو سفيان آمد، و به او گفت بگو ببينم: عقيده تو درباره آنچه از محمد (صلى اللّهعـليـه و آله و سلّم ) شنيدى چيست ؟ ابوسفيان گفت: به خدا قسم مطالبى شنيدم كه معناىآن را به خوبى درك كردم ولى مسائلى را هم شنيدم كه معنا و مراد آن را نفهميدم !.

💡 و بـاز در هـمـان كـتـاب در تـفـس يـر آيـه (و لا تـطـعكـل حـلاف...) آمـده كـه: بعضى - گفته اند منظور از حلاف، وليد بن مغيره است، كهبـه رسـول خـدا (صـلى اللّه عـليـه و آله وسـلم ) پـيـشـنـهـاد كـردمـال زيـادى بـه آن جـناب بدهد، و آن حضرت دست از دين خود بردارد، بعضى ديگر گفتهاند: منظور اخنس بن شريق است، (نقل از عطاء) بعضى ديگر گفته اند اسود بن عبد يغوثبوده، (نقل از مجاهد).

💡 در الدر المنثور از (سدى ) روايت آورده در تفسير آيه (ومن الناس من يعجبك قوله...)گفته است:اين آيه درباره اخنس بن شريق ثقفى، هم پيمان بنى زهرهنازل شد، كه وى در مدينه به خدمت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) رسيد، وعرضه داشت: آمده ام تااسلام بياورم، و خدا مى داند كه من در دعويم راست گويم،رسولخدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) خوشش آمد، و بهمين جهت خداى تعالى فرمود:(و يشهد اللّه على ما فى قلبه ).

💡 براى اين آيات، دو شان نزول ذكر شده است: 1 - اين آيات درباره اخنس بن شريقنازل شده كه مردى زيبا و خوشزبان بود و تظاهر به دوستى پيامبر (صلى الله عليهو آله و سلم ) مى كرد خود را مسلمان جلوه مى داد، و سوگند مى خورد كه آن حضرت را دوستدارد و به خدا ايمان آورده، پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) هم كه مامور به ظاهربود با او گرم مى گرفت