لغت نامه دهخدا
( آتش گردان ) آتش گردان. [ ت َ گ َ ] ( اِ مرکب ) جوّاله. آتش سرخ کن.
( آتش گردان ) آتش گردان. [ ت َ گ َ ] ( اِ مرکب ) جوّاله. آتش سرخ کن.
( آتش گردان ) ( ~. گَ ) (اِمر. ) ظرف کوچک سیمی که در آن چند تکه زغال افروخته قرار می دهند و در هوا می چرخانند تا مشتعل گردد، آتش چرخان، آتش سرخ کن.
( آتش گردان ) ظرف کوچک سیمی که در آن چند تکه زغال داغ شده می ریزند و در هوا می چرخانند تا مشتعل شود، آتش چرخان، آتش سرخ کن.
( آتش گردان ) ( اسم ) محفظ. کوچک سیمی که در آن چند قطعه آتش و زغال نهند و در هوا چرخانند تامشتعل گردد آتش چرخان آتش سرخ کن.
جواله آتش سرخ کن
آتش گردان. آتش گردان، آتش چرخان یا آتش سرخ کن وسیله ای است که در آن آتش درست می کنند. برای آماده کردن فوری قلیان یا هر مصرف دیگری که به چند قطعه آتش گداخته نیاز است از آتش گردان استفاده می شود. آتش گردان یک ظرف متخلخل و کوچک سیمی است که دسته بلند سیمی دارد. زغال را در آن می ریزند و پس از افزودن کمی نفت و آتش زدن آن همرا با چرخاندنش موجب رسیدن هوا و اکسیژن فراوان به زغال و گداخته شدن فوری آن می شوند.
💡 اول اينكه قوى ترين و روشن ترين علوم و ادراكات، (كه عبارتست از ادراكهاىحاصل از حواس ظاهرى ما)، سرشار است از خطا و غلط، شعله آتش گردان را بصورتدائره مى بينيم، و حال آنكه آنطور نيست، و از اينقبيل خطاها در حس بسيار است، دست خود از آب پنجاه درجه حرارت در آورده در آب پانزدهدرجه حرارت فرو مى كنيم، بنظر آب سرد مى آيد، و دست ديگرمان را از آب يخ در آورده، در همان آب فرو مى كنيم، داغ بنظر مى آيد، با اينحال ديگر چطور ممكن است، نسبت بموجوداتى كه خارج از وجود ما است، علم پيدا كنيم، وبآن علم اعتماد هم بكنيم.