لغت نامه دهخدا
( آتش پا ) آتش پا. [ ت َ ] ( ص مرکب ) مجازاً تندرو. دوان:
باز در بستندش و آن درپرست
بر همان امید آتش پا شده ست.مولوی.جنیبت بس که آتش پای گشته
هلال نعل پروین سای گشته.امیرخسرو دهلوی.
( آتش پا ) آتش پا. [ ت َ ] ( ص مرکب ) مجازاً تندرو. دوان:
باز در بستندش و آن درپرست
بر همان امید آتش پا شده ست.مولوی.جنیبت بس که آتش پای گشته
هلال نعل پروین سای گشته.امیرخسرو دهلوی.
( آتشپا ) ( ~. )(ص مر. ) تیزرو، بی قرار و آرام.
( آتش پا ) ۱. تندرو، تیزرو.
۲. بی قرار، بی آرام.
( آتش پا ) تندرو دوان
اسم: آتش پا (پسر) (فارسی)
معنی: تندرو دوان
💡 دولت آتش پا و آب زندگی سنگین رکاب از سیاهی تشنه لب زان آمد اسکندر برون
💡 باز در بستندش و آن درپرست بر همان اومید آتش پا شدست