لغت نامه دهخدا
( آتش بند ) آتش بند. [ ت َ ب َ ]( نف مرکب ) افسون که بدان آتش فرونشیند:
نسخه ای کز خط تست اندر دل سوزان من
سحر آتش بند یا تعویذ تب میخوانمش.امیرخسرو دهلوی.
( آتش بند ) آتش بند. [ ت َ ب َ ]( نف مرکب ) افسون که بدان آتش فرونشیند:
نسخه ای کز خط تست اندر دل سوزان من
سحر آتش بند یا تعویذ تب میخوانمش.امیرخسرو دهلوی.
( آتش بند ) ( اسم ) فسونی که بدان آتش فرو نشیند.
افسون که بدان آتش فرو نشیند
اسم: آتشبند (دختر، پسر) (فارسی) (تلفظ: atash band) (فارسی: آتشبند) (انگلیسی: atashband)
معنی: از بین برنده خشم و ناراحتی، سحر و افسونی که بدان آتش را فرو نشانند
آتش بند
{fire guard} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] مانعی که با دست یا ابزارهای مکانیکی برای توقف یا کند کردن گسترش آتش ساخته می شود و در پناه آن عملیات مهار حریق را هدایت می کند
{fire wall} [حمل ونقل هوایی] دیوارۀ مقاوم در برابر حرارت که موتور هواگَرد را از سایر قسمت های آن جدا می کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خطاب لطف و سلامت نبودی آتش بند اگر بدی سختت دود صاحب الاخدود
💡 چو آتش بند افسون را بسوزد دگر ره شمع مردی برفروزد