لغت نامه دهخدا
( آبگذر ) آبگذر. [ گ ُ ذَ ] ( اِ مرکب ) معبر آب. آبگذار.
( آبگذر ) آبگذر. [ گ ُ ذَ ] ( اِ مرکب ) معبر آب. آبگذار.
( آبگذر ) مجرای آب، جای روان شدن آب.
( آبگذر ) ( اسم ) معبر آب آبگذر مجرای آب.
معبر آب
آبگذر
{gullet} [جغرافیا، زمین شناسی] هر گشودگی یا گودالی مانند تنگ دره یا آبکند یا دیگر آبراهه ها
آب گذر. آب گُذر (dyke)
(یا: دایک) در باستان شناسی، نوعی خاک برداری طولانی شامل ردیفی از کناره و گودال. بیشتر آب گذرها در بریتانیا محصول دورۀ پس از رومیان اند که ممکن است دوردیفه یا گاهی سه ردیفه باشند و به این منظور طراحی می شدند که نقش مرز یا سرحد را ایفا کنند. خندق آفادر طول مرز ویلزیکی از نمونه های بارز در بریتانیاست. برخی از آب گذرهای موجود در انگلستان ممکن است در پایان دورۀ آغازین عصر_آهن ساخته شده باشند، اما قدمت اکثر آن ها به حدود قرن های ۵ تا ۹م می رسد و ممکن است از سرحد بندی های رومی نظیر دیوار هادریانوسو دیوار_آنتونینوسالهام گرفته شده باشند.
💡 جانسون روی یک برآمدگی تصمیم گرفت به انتهای یک آبگذر کوچک که قبلاً حداقل دو بار توسط کارگران کاوش شده بود نگاهی بیندازد. در ابتدا چیزی به چشم نمیخورد ولی وقتی تصمیم به برگشت گرفتند، بخشی از یک استخوان بازو که روی شیب قرار گرفته بود توجه جانسون را به خودش جلب کرد. نزدیک آن تکهای از پشت یک جمجمه کوچک وجود داشت. حدود یک متر دورتر توجه آنها به یک استخوان ساق پا جلب شد. با کاوش بیشتر آنها استخوانهای بیشتری پیدا کردند که شامل مهرههای ستون فقرات، بخشی از لگن، دندهها و تکههایی از آرواره را شامل میشد. آنها در حالی که از اکتشاف تعداد زیادی استخوان متعلق به یک انسان تبار هیجانزده بودند، منطقه را علامتگذاری کرده و به کمپ بازگشتند. بعد از ظهر همه گروه به آبگذر بازگشتند تا منطقه را تقسیمبندی کرده و برای حفاری بیشتر و گردآوری فسیلها آماده کنند. این عمل سه هفته به طول انجامید.
💡 معادله کوستیاکف فقط تا زمانی صادق است که سرعت نفوذ آب در خاک معادل ضریب آبگذری اشباع خاک یا هدایت هیدرولیکی نشده و هنوز در مراحل ابتدایی نفوذ آب در خاک هستیم. چنانکه توضیح داده شد در زمان طولانی نرخ نفوذ به مقدار ثابتی میرسد که همان ضریب آبگذری اشباع خاک است.