لغت نامه دهخدا
ابن قم. [ اِ ن ُ ق ُ ] ( اِخ ) شاعری ادیب، ورساله او که بصاحب سبا ابوحمیر نوشته مشهور است.
ابن قم. [ اِ ن ُ ق ُ ] ( اِخ ) شاعری ادیب، ورساله او که بصاحب سبا ابوحمیر نوشته مشهور است.
شاعری ادیب و رساله او که بصاحت ابوحمیر نوشته معروف است
💡 بـيـشـتر مورخان عمر اسحاق را 180 سال (365) نوشته اند، ولى ابن اثير عمر ايشانرا 160 سال ذكر كرده است.(366)
💡 در کلیسا ابنمریم را به دار آویختند مصطفی از کعبه هجرت کرده با امالکتاب
💡 ابن یمین طمع به وفای تو چون کند او را بس ار بود ز جفای تو بهرهای
💡 698- مجمع الزوائد، ج 9، ص 163 - 165؛ ابن كثير، ج 5، ص 209 - 213.
💡 276-مناقب ابن شهراشوب، ج 4، ص 176.دلائل الامامه، ص 80. فصول المهمه، ص 190.
💡 گر بریزد بهوس خون دل ابن یمین حکم او هست روان بر سرو فرمان بر سر