ابن دوست

لغت نامه دهخدا

ابن دوست. [ اِ ن ُ ] ( اِخ ) ابوسعید عبدالرحمن بن محمد. ادیب و لغوی خراسانی در قرن پنجم هجری. شاگردجوهری صاحب صحاح. و او را کتبی در نحو و لغت هست.

فرهنگ فارسی

ادیب و لغوی خراسانی به قرن پنجم هجری

جمله سازی با ابن دوست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ابن سعد گويد: چون پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم وفات يافت، انصار گفتند: ازما اميرى انتخاب شود و از شما اميرى ؟ پس عمر به نزد آنان آمد و گفت: اى گروه انصارآيا نمى دانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دستور داد ابابكر با مردم نمازبخواند؟ گفتند آرى؛ عمر گفت: پس ‍ كدام يك از شما دوست داد بر ابابكر مقدم شود؟گفتند: به خدا پناه مى بريم از اينكه بر او مقدم شويم (560).

💡 زفیض دوست چو در هر سری تمناییست امید ابن حسام است و لطف بنده نواز

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران