ابن حرام

لغت نامه دهخدا

ابن حرام. [ اِ ن ُ ح َ ] ( ع اِ مرکب ) سَلا. ( تاج العروس ). یارَک. ( منتهی الارب ). و آن پرده و پوستی است بر روی جنین برکشیده.

فرهنگ فارسی

پرده پوستی است که بر روی جنین برکشیده

جمله سازی با ابن حرام

💡 و در مصنف ابن ابى شيبه و الدر المنثور سيوطى آمده كه از عبدالله عمر رض دربارهازدواج موقت سئوال كردند. او گفت: حرام است ! گفتند: ابن عباس مى گويدحلال است ؟ گفت: پس چرا در زمان عمر، حتى زير لب چنين چيزى را نمى گفت (843)؟

💡 ابن اعرابى گويد، عترت فرزندان انسان، و ذرية، ونسل او، از خودش ‍ مى باشد، گويد: پس (عترت ) پيامبر صلى الله عليه و آله و سلمفرزندان بتول عليهماالسلام هستند... و در پايان گويد و مشهور آن است كه (عترت )پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اهل بيت او مى باشند و آنان كسانى هستند كه زكوة وصدقات واجب بر آنان حرام، و آنان (ذوالقربى ) هستند و خمس، كه در سورهانفال از آن ياد شده، به آنان تعلق دارد.(401)

💡 ابن اثير، لغوى مشهور در النهايه مى نوسيد: (الرجس: القدر. و قديعبر به عنالحرام و الفعل القبيح ): رجس چيز پليد است، و گاهى نيز گفته شده و مقصود ازآن كار حرام و عمل قبيح است. النهايه فى غريب الحديث و الاثر 2 / 200، چاپ مصر1383 ه‍

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
بلاوجه یعنی چه؟
بلاوجه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز