لغت نامه دهخدا
( آب راه ) آب راه. ( اِ مرکب ) رهگذر آب.مجرای آب. نهر. جوی. آب راهه. راه آب. آوره. فرخور.
( آب راه ) آب راه. ( اِ مرکب ) رهگذر آب.مجرای آب. نهر. جوی. آب راهه. راه آب. آوره. فرخور.
( آبراه ) ( اسم ) راهگذر آب مجرای آب گذرگاه آب راه آب.
( آب راه ) نهر راه آب
آبراه. رجوع شود به:کانال
💡 ایده اولیه ایجاد یک آبراه در کشور پاناما به سده ۱۶ میلادی بازمیگردد. نخستین تلاش برای ایجاد این آبراه به سال ۱۸۸۰ و به رهبری فرانسویها مربوط میشود. پس از شکست این پروژه که به کشته شدن ۲۱۹۰۰ کارگر انجامید پروژه نهایی توسط آمریکاییها ادامه یافت و در حدود سال ۱۹۰۰ به انجام رسید تا سرانجام آبراه در سال ۱۹۱۴ برای استفاده بازگردد.
💡 طبق بررسیهای باستانشناسی قدمت قلعه به هزاره اول قبل از میلاد مسیح میرسد. اولین بار اورارتوها در آن ساکن شدهاند. علاوه بر مستندات تاریخی، آثار کنده شده بر روی سنگهای اطراف و استفاده از آبهای جاری بوسیله آبراهها و زهکشیهای به شیوه، دوره اورارتوی گواه این مدعاست که قلعه در زمان تمدن اورارتو ساخته شدهاست.
💡 بزرگترین و پرمنفعتترین قایق قماربازی بولیس در آبراه درون کرانه در هالیوود فلوریدا لنگر انداخت و در آنجا از حمایت شهردار جولیانتی برخوردار بود.