ابدون
لغت نامه دهخدا
ابدون. [ ] ( اِخ ) ( مُخرّب ) کلمه عبری ملک الموت و ملک ویرانی، و گاهی به معنی عالم اموات آمده است. ( از قاموس کتاب مقدس ).
فرهنگ فارسی
کلمه عبری بمعنی ملک الموت و ملک ویرانی
دانشنامه آزاد فارسی
اَبَدّون (Abaddon)
(در یونانی آپولیون۱، واژه ای عبری به معنی ویرانگر) در عهد عتیق۲ (کتاب ایوب ۳۱: ۱۲؛ مزامیر ۷۸: ۴۹)، برابر با شئول (هاویه) و خدای مرگ. در عهد جدید۳، کتاب مکاشفۀ یوحنا۴ باب نهم، نام فرشتۀ نگهبان چاه هاویه است که از آن دود عظیم و ملخ های همچون عقرب نمایان می شوند، و شاید تجسّم جهنم باشد. واژۀ یونانی آن نیز به معنی ویرانگر، احتمالاً اشارۀ تجنیسی به آپولون۵ دارد که نمادش ملخ است.
جمله سازی با ابدون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آبدون زگاربی آخرین بازی ملی خود را در سال ۱۹۲۹ میلادی انجام داد.
💡 آبدون انجیر، یک آبادی از توابع بخش مرکزی، شهرستان شهربابک در استان کرمان ایران است.
💡 شاعر بزرگ در اشعار خود از واژه ابدون برای توصیف جاودانگی و بیانتهای پیوند میان روح انسان و خالق هستی استفاده کرده است.
💡 بسیاری از فیلسوفان معتقدند که حقیقت مطلق تنها در قلمرو ابدون یافت میشود و زندگی مادی تنها سایهای گذرا از آن است.
💡 نام او در صفحات تاریخ و در میان خاطرات مردم برای همیشه در ابدون باقی خواهد ماند و هرگز از یادها نخواهد رفت.