فرهنگستان زبان و ادب
آب ماند
{rainfall loss, rainfall abstraction} [علوم جَوّ] بخشی از بارندگی حاصل از توفان که در حوضۀ آبریز می ماند و در رَواناب مستقیم سهم ندارد متـ. توف ماند storm loss
آب ماند
{rainfall loss, rainfall abstraction} [علوم جَوّ] بخشی از بارندگی حاصل از توفان که در حوضۀ آبریز می ماند و در رَواناب مستقیم سهم ندارد متـ. توف ماند storm loss
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به خدا چنان بگریم ز جدایی حبیبم که بروی آب ماند تن خسته چون حبابم
💡 چون کوزه کهن شده بی آب ماند از آنک در کار آب کاسه صفت بود ساغرش
💡 بهار دین ز تو بی آب ماند و جهل تو داد برای قطع درختش بدست خصم تبر
💡 به آب ماند یار مرا صفات و صفاش که روی خویش ببینی چو بنگری بقفاش
💡 نه ز پای مینشیند نه قرار میپذیرد دل آتشین من بین که به موج آب ماند