فرهنگ معین
( آب شنگرفی ) (بِ شَ گَ )(اِمر. ) کنایه از: شراب سرخ، اشک خونین.
( آب شنگرفی ) (بِ شَ گَ )(اِمر. ) کنایه از: شراب سرخ، اشک خونین.
( آب شنگرفی ) ( اسم ) ۱ - شراب لعلی. ۲ - اشک خونین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابر زنگاری سلب گسترده بر چهر چمن باد شنگرفی حلل آورده بر طرف جبل
💡 رسوبهای جیوه در سراسر زمین پیدا میشود، اما بیشتر به صورت شنگرف (سولفیدهای جیوه) این رنگدانهٔ قرمز شنگرفی بیشتر از راه کاهش شنگرف بهدست میآید. شنگرف بسیار سمّی است به ویژه اگر گرد و غبار آن بوییده یا خورده شود. راه دیگر مسمویت جیوه قرار گرفتن در برابر ترکیبهای حل شدنی جیوه در آب است مانند کلرید جیوه(II) یا متیلجیوه، تنفس بخار جیوه یا خوردن خوراکهای دریایی آلوده به جیوه.
💡 چکان خون از دم شمشیر چون آب چو شنگرفی که بتراود ز سیماب