فکسنی

لغت نامه دهخدا

فکسنی. [ ف َ ک َ س َ ] ( ص ) در تداول عوام، بی ارج. ناچیز. ( یادداشت مؤلف ). معمولاً لوازم و اشیاء ازکارافتاده و کهنه را گویند.

فرهنگ معین

(فَ کَ سَ ) (ص. ) کهنه، فرسوده، درب و داغان.

فرهنگ فارسی

در تداول عام بی ارج. ناچیز

ویکی واژه

(عامیانه): کهنه، فرسوده، درب و داغان. احتمالا فک‌حسنی بوده،، لابد شخصی بنام حسن که فک درب و داغانی داشته، الگو شده است.
بامزه، به کنایه و واژگونه به معنی بیخود و مزخرف به کار برده شده‌است.

جمله سازی با فکسنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روزی مردی قصد داشت میخی به دیوار بکوبد. چکش نداشت و هر چه گشت نیافت. با خودش گفت از همسایه قرض می‌گیرم. همینکه قصد رفتن نزد همسایه را کرد به فکرش رسید، خوب اگر نخواهد بدهد چه؟ ضمناً همسایه دیروز هم جواب سلام مرا تند داد و رفت، شاید عجله داشت یا شاید هم عجله یک بهانه بود. او حتماً با من مشکل دارد؛ ولی چه مشکلی؟ من که به او بدی نکرده‌ام. او چه خیال می‌کند؟ اگر کسی از من افزاری بخواهد فوراً به او می‌دهم اما او چرا نمی‌دهد؟ چطور کسی می‌تواند چنین لطف کوچکی را از دیگران دریغ کند؟ آدم‌هایی چون این مردک زندگی انسان را مسموم و مکدر می‌کنند. تازه خیال هم می‌کند من به او وابسته هستم چون او یک چکش فکسنی دارد و من نه؛ و فریاد زد، دیگر بس است… و آنگاه مرد با خشم و هیجان به در خانه همسایه هجوم برد، زنگ در را به صدا درآورد و تا همسایه در را باز کرد مرد حتی نگذاشت همسایه سلامی بگوید و فریاد زد: آدم نادان چکش ات را برای خودت نگهدار!

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز