لغت نامه دهخدا
فریوک. [ ف َ ری وَ ] ( اِ ) به معنی خربزه است که عربان بطیخ گویند. ( برهان ). نام فارسی بطیخ است. ( فهرست مخزن الادویه ).
فریوک. [ ف َ ری وَ ] ( اِ ) به معنی خربزه است که عربان بطیخ گویند. ( برهان ). نام فارسی بطیخ است. ( فهرست مخزن الادویه ).
به معنی خربزه است که عربان بطیخ گویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در برهان قاطع در وصف این پرنده آمدهاست که: «گویند چنان بر روی زمین نشیند که هرکس او را ببیند پندارد که قوت برخاستن و پریدن ندارد و همین که پیش او روند برخاسته اندک راهی پرواز کند و باز بنشیند.» در فرهنگ انجمنآرا دربارهٔ این پرنده نوشته شدهاست که «مرغی است که صفیر بسیار زند و شبیه به باشه (بازهای کوچک) است چون بر زمین نشیند چنان نماید که قوت برخاستن و پریدن نیارد چون شبان یا دیگری نزدیک او رود برخیزد و اندک دورتر رود و نشیند و هر چند بیشتر روند او همچنین کند و از این روی بدین نام معروف شدهاست و آن را به بیغو شکار کنند. شُبان فریو؛ و شُبان فریوک نیز گویند.».