فریادخواهی به معنای اعتراض کردن یا طلب حق از طریق بیان نارضایتی و صدای بلند است. این واژه معمولاً وقتی به کار میرود که فرد یا گروهی احساس کند حقی از آنها ضایع شده و با بلند کردن صدا یا اعتراض رسمی خواهان رسیدگی و بازپسگیری حق خود شوند. فریادخواهی میتواند به شکل لفظی، نوشتاری یا حتی قانونی باشد و معمولاً هدف آن جلب توجه دیگران یا مسئولان برای اصلاح ظلم یا بیعدالتی است. در متون تاریخی و اجتماعی، فریادخواهی نشانگر مبارزه مردم با ستم، غصب اموال یا بیعدالتیهای حکومت است. این عمل، نشانه حقطلبی و پیگیری حقوق مشروع است و اغلب با درخواست رسیدگی، شکایت یا تحرک اجتماعی همراه است. فریادخواهی ممکن است فردی یا جمعی باشد و میتواند به نتایج اصلاحی، بازپسگیری حق یا تغییر قوانین منجر شود. این واژه بار معنایی عاطفی و اخلاقی دارد و نشانگر ایستادگی در برابر ظلم است. به طور خلاصه، این واژه یعنی بلند کردن صدا برای احقاق حق و مقابله با ناعدالتی.
فریادخواهی
لغت نامه دهخدا
فریادخواهی. [ ف َرْ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) فریاد خواستن. دادخواهی. تظلم:
غلط گفتم که عشق است این نه شاهی
نباشد عشق بی فریادخواهی.نظامی.رجوع به فریادخواه و فریاد خواستن شود.
فرهنگ فارسی
فریاد خواستن. دادخواهی
جمله سازی با فریادخواهی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آخرین بخش کتاب نوعی «وسوسه زردشت» است. او در عزلت از فریادخواهی اضطرابآمیزی شگفتزده میشود: پس از اینکه به جستجو برمیآید به هفت مخلوق، برخورد میکند که تجسم نمادین باقیماندن ارزشهای کهن یا چهره مبدل ارزشهای نویناند.