فرگان

لغت نامه دهخدا

فرگان. [ ف َ ] ( اِ )آبجو. ( اشتینگاس ). بوزه. ( ناظم الاطباء ). || نام یک قسم شربت. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).

فرهنگ اسم ها

اسم: فرگان (پسر) (فارسی) (تلفظ: fargan) (فارسی: فَرگان) (انگلیسی: fargan)
معنی: جشن با شکوه

جمله سازی با فرگان

💡 با این حال هنوز جهادگران پیرو فرگان در کهکشان راه شیری حضور دارند.

💡 جمعیت شهر فرگان بر پایه نتایج سرشماری سال ۱۳۹۰ برابر با ۳۹۷۴ نفر بوده‌است.