فرمنی
مترادفها
دستوری، حکمی، فرمانی
لغت نامه دهخدا
فرمنی. [ ف ِ م ِ ] ( اِ ) به لهجه آمل و نور و کجور، نام جنس ماده درختی است که در سواحل بحر خزر میروید و رشدآن در زمین های شنی بیشتر است. درخت خرما که در تهران فراوان است پیوندی است از همان درخت با یک درخت ژاپونی. ( از جنگل شناسی تألیف کریم ساعی ج 1 ص 192 ).
جمله سازی با فرمنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در تلماسه، در حالی که پل آتریدس هنوز در خانهٔ اجدادی خود در سیاره کالادان زندگی میکند، آگاهی وی از طریق رویاهایش ظاهر میشود. او چانی را، با اینکه آنها هنوز ملاقات نکردهاند، در این رؤیاها میبیند. پل و آتریدها به سیاره بیابانی آراکیس میآیند، اما دوک لتو، پدر پل، به زودی توسط هارکوننها کشته میشود و پل و مادرش لیدی جسیکا مجبور به فرار به صحرا میشوند. آنها با اکراه توسط قبیلهای از فرمنهای بومی این سیاره جذب میشوند و چانی، یک زن فرمنی است که مسئول محافظت و راهنمایی پل را برعهده دارد. این زوج به تدریج عاشق یکدیگر میشوند و پل به عنوان یک رهبر مذهبی در میان فرمنها برمیخیزد و مُعَدّیب نامیده میشود.