فدین

لغت نامه دهخدا

فدین. [ ف ُ دَ ] ( ع اِ مصغر ) مصغر فَدَن بمعنی کاخ مشید است. ( از معجم البلدان ). رجوع به فَدَن شود.
فدین. [ ف ُ دَ ] ( اِخ ) مصغر نام قریه ای است بر کنار خابور بین ماکین وقرقیسیا که در آن جنگی افتاد. ( از معجم البلدان ).
فدین. [ ف َدْ دَ ] ( اِخ ) جایگاهی است از سرزمین حوران که عبدالرحمان بن محمدبن ابی بکر صدیق در آنجا درگذشت و مدفون شد. وی در زمره فقیهانی بود که ولیدبن یزیدبن عبدالملک بن مروان از آنان درباره طلاق قبل از نکاح استفتا کرد. ( از معجم البلدان ).

جمله سازی با فدین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 واسیلی فدین (انگلیسی: Vasily Fedin; ۱۸ ژوئن ۱۹۲۶ – ۶ فوریهٔ ۲۰۰۵) دوچرخه‌سوار اهل اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی بود.

💡 ماکسیم فدین (روسی: Максим Сергеевич Федин؛ زادهٔ ۸ ژوئن ۱۹۹۶) بازیکن فوتبال اهل قزاقستان است.