لغت نامه دهخدا
غیرتمندی. [ غ َ / غ ِ رَ م َ ] ( حامص مرکب ) دارای غیرت بودن. نگاهداری عصمت و آبرو و شرف و عزت، و استنکاف از قبول اهانت بر عرض. تعصب در حفظ عرض و ناموس.
غیرتمندی. [ غ َ / غ ِ رَ م َ ] ( حامص مرکب ) دارای غیرت بودن. نگاهداری عصمت و آبرو و شرف و عزت، و استنکاف از قبول اهانت بر عرض. تعصب در حفظ عرض و ناموس.
۱ - دارای غیرت بودن ۲ - حفظ عصمت و آبرو و شرف.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با آتش سوزی در کلبه ای روستای مرد خانواده می میرد و زن و شوهری شهری یکی از فرزندان روستایی به نام محمود را به شهر می برند و بزرگ می کنند. مادر خانواده فرزند دیگرش جعفر را بزرگ می کند. سال ها بعد جعفر روستایی غیرتمندی است که دل در گروه لیلا، دختر مرادخان بسته است. از سوی دیگر جهانگیرخان، فرزند قلی خان، کدخدای ده بالا، در صدد اغفال لیلا است. در این اثنا یک سپاهی بهداشت به نام محمود وارد روستا می شود و…
💡 یکی از سنتها میگوید که این از این ایده ناشی میشود که وقتی عیسی مسیح آخرین نفس خود را میکشد، میلهای که پاهای او به آن میخ زده بودند شکست و به این ترتیب به پهلو کج شد. روایت دیگری بر این است که میله کج نشاندهنده دزد توبه کننده و دزد غیرتمندی است که با مسیح مصلوب شدهاند، کسی که در سمت راست عیسی توبه کرده و قیام میکند تا با خدا در بهشت باشد، و یکی در سمت چپ او به هادس سقوط کرده و از او جدا شده است. خداوند. به این ترتیب بیننده را به یاد آخرین قضاوت نیز میاندازد. توضیح دیگری در مورد میله متقاطع مایل نشاندهنده صلیب سالتایر است، زیرا سنت باورمند است که رسول سنت اندرو مسیحیت را به سرزمینهای شمال و غرب دریای سیاه معرفی کرد: اوکراین، روسیه، بلاروس، مولداوی و رومانی امروزی.