غاچ

لغت نامه دهخدا

غاچ. ( اِ ) ترک. تراک. شکاف. کافتگی. کفتگی. ترکیدگی. شکافتگی. کافتیدگی. || یک غاچ خربزه، در تداول عامه، یک تکه ٔبریده و در تداول خراسان یک الف خربزه نیز گویند.

فرهنگ فارسی

ترک. تراک. شکاف

جمله سازی با غاچ

💡 جنگلات: کوه‌های این ولسوالی که بعض شان نامبرده شده و بعض شان نام برده نشده‌اند، پوشیده از درختان چون ارچه، پسته، بید، بشال، قره غاچ، مترق، زرک، یخمه، شندل، ارغوان، ایرغی وغیره می‌باشد.

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز