علکه
مترادفها
آدامس، علک
لغت نامه دهخدا
( علکة ) علکة. [ ع َ ل َ ک َ ] ( ع ص ) شتر ماده فربه و نیکواندام. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
علکة. [ ع َ ل ِک َ ] ( ع اِ ) ریه مانندی که شتر وقت مستی از دهان برآرد. ( منتهی الارب ). شقشقه. ( اقرب الموارد ). || زمین نزدیک آب. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با علکه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طایفه علکه: هوز خاطره، هوز کُل کُل، هوز لێوەل، هوز علیمراد وزکور، هوز زنگی ون و...