عسله

لغت نامه دهخدا

( عسلة ) عسلة. [ ع َ س َ ل َ ] ( ع اِ ) پاره ای از شهد، و آن اخص از عسل است. ( منتهی الارب ). قطعه ای از عسل، چون ذهبة که قطعه ای است از زر. ( از اقرب الموارد ). || بیخ و بن: ما أعرف له مضرب عسلة، و ما لفلان مضرب عسلة؛ یعنی اصل و نسب او را، و آن فقط در نفی بکار رود. ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ).
عسلة. [ ع َ ل َ ] ( اِخ ) از قرای یمن است از اعمال بَعدانیة. ( از معجم البلدان ).
عسلة. [ ع ِ ل َ ] ( ع اِ ) أبوعسلة؛ گرگ و ذئب. ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ).

جمله سازی با عسله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عسله (به عربی: عسلة) یک شهرداری در الجزایر است که در استان نعامه واقع شده‌است. عسله ۴٬۷۸۴ نفر جمعیت دارد.

💡 هدی المطوع نامزد محرق محافظه کار بود، منطقه‌ای که در سال ۲۰۰۲ تحت سلطه عسله و جامعه اسلامی المنبر بود. خانم هدی المطوع متعهد شد که مسکن مناسب، ارائه بیمه درمانی، کمک به بیکاران و اعتلای جامعه را فراهم کند.

💡 ملیک عسله (انگلیسی: Malik Asselah؛ زادهٔ ۸ ژوئیهٔ ۱۹۸۶) بازیکن فوتبال اهل الجزایر است.

💡 راجر عسله (انگلیسی: Roger Assalé؛ زادهٔ ۱۳ نوامبر ۱۹۹۳) بازیکن فوتبال اهل ساحل عاج است.

خلود یعنی چه؟
خلود یعنی چه؟
خانه ها یعنی چه؟
خانه ها یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز