عتیل

لغت نامه دهخدا

عتیل. [ ع َ ] ( ع ص ) تشنه. ( غیاث اللغات از لطائف ). || مزدور. ( مهذب الاسماء ). مزدور و خادم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || داء عتیل، شدید؛ بیماری سخت. ( اقرب الموارد ).

جمله سازی با عتیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عتیل به عربی ( الَعتیل )، روستایی است در دهستان بنو الَمَکرَم از توابع استان استان صَنعاء در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.