طبلاوی
مترادفها
طبلزن
لغت نامه دهخدا
طبلاوی. [ طَ ] ( اِخ ) او راست: شرحی بر شرح تصریف سعدالدین تفتازانی.
جمله سازی با طبلاوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شهابالدین ابوالعباس احمد بن بدرالدین محمد بن شمسالدین محمد بن نورالدین علی بن حَجَر هیتمی سعدی انصاری (۹۰۹ – ۹۷۴ ه.ق) فقیه، عالم و مؤلف شافعی است. با اینکه خانوادهاش را در شمار انصار آوردهاند اما خود او از انتساب انصاری خودداری میکرد. در ۹۲۴ ه.ق به جامع الازهر رفت و شاگرد مکتب شاگردان ابن حجر عسقلانی شد. پیش از رسیدن به بیست سالگی ازسوی رملی و طبلاوی و برخی دیگر به او اجازهٔ فتوا و تدریس داده شد. او را «ناشر علوم امام شافعی» گویند. علمای مصر نظریههای او را شدیداً نقد میکردند تا جایی که به حد تکفیر میرسید.