لغت نامه دهخدا
طاهرلو. [هَِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان خدابنده لو بخش قروه ٔشهرستان سنندج، واقع در 26هزارگزی جنوب خاور گل تپه و 6هزارگزی خاور دلی محمد. کوهستانی و سردسیر است، با650 تن سکنه. آب آن از چشمه ها. محصول آنجا غلات، انگور، لبنیات و صیفی. شغل اهالی زراعت و گله داری. راه آن مالرو است. تابستان از طریق بهار و جمشیدآباد میتوان اتومبیل برد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
طاهرلو. [ هَِ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان قشلاقات افشار بخش قیدار شهرستان زنجان، واقع در 48 هزارگزی باختر قیدار و 36هزارگزی راه مالرو عمومی. کوهستانی و سردسیری است، با 170 تن سکنه. آب آن از قزل اوزن. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان گلیم و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).