طائفی

لغت نامه دهخدا

طائفی. [ ءِ ] ( ص نسبی، اِ ) منسوب به طائف. || و ظاهراً نام طعامی یا حلوائی بوده است:
و ان زر از تو باز خواهد آنکه تا اکنون ازو
چو غری خوردی همی و طائفی و لیولنگ.غمناک ( از فرهنگ اسدی ). || قسمی انگور که آن را خام گویند. ( دستوراللغة نطنزی ). انگور خام. ( دهار ).
- انگور طایفی؛ قسمی انگور از جنس مرغوب:
مکن تو فرق ز پیر و جوان که نکند فرق
شگال گرسنه انگور طائفی ز چکاک.سوزنی.- مویز طائفی؛ قسمی مویز است: گوشه سجاده برداشت و مشتی مویز طائفی از زیر سجاده بیرون آورد. ( اسرارالتوحید ص 95 ). مالن [ بخراسان ] از هریست. و از وی میویز طائفی خیزد نیک. ( حدود العالم ).
- نان طائفی؛ گرده. ( حفان ).

فرهنگ فارسی

منسوب به طائف یا انگور طایفی

جمله سازی با طائفی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سنبل طائفی خواننده و آهنگساز ایرانی است. او اهل جنوب ایران است و ساکن نیوزیلند می‌باشد.

💡 حتی پذیرش مدنی و طائفی بودن آن‌ها هم آسان نیست، زیرا کشت زیتون[الف] در بیشتر حجاز سخت است.

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز