ضوم
لغت نامه دهخدا
ضوم. [ ض َ ] ( ع مص ) کم کردن حق کسی را و ستم به او. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
کم کردن حق کسی را و ستم به او.
جمله سازی با ضوم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عن ابى الحسن ع قال من اراد الماست و لا يضره فليصب عليها الها ضوم قلت و ما الهاضوم ! قال النانخواه (170)