لغت نامه دهخدا
ضمری. [ ض َ ] ( اِخ ) شاعری عرب، معاصر معن بن زائدة. ( الموشح مرزبانی ص 254 ).
ضمری. [ ض َ ] ( اِخ )رجوع به عمروبن امیة شود. ( الاعلام زرکلی ج 2 ص 441 ).
ضمری. [ ض َ ] ( اِخ ) شاعری عرب، معاصر معن بن زائدة. ( الموشح مرزبانی ص 254 ).
ضمری. [ ض َ ] ( اِخ )رجوع به عمروبن امیة شود. ( الاعلام زرکلی ج 2 ص 441 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ضمری به عربی ( الَضمری )، روستایی است در دهستان وحج از توابع استان جَوف در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.