شهریز

لغت نامه دهخدا

شهریز. [ ش ِ / ش ُ ] ( معرب، ص ) سهریز. فارسی و معرب.تمر شهریز مذکور است در سهریز. ( از منتهی الارب ). تمر سُهریز و بالنعت و بالاضافة، نوعی از خرما. ( منتهی الارب ). رجوع به سهریز و فهرست المعرب جوالیقی شود.

جمله سازی با شهریز

💡 قنات قصدف: قناتی در جنوب روستا که در پای کوه کمر شهریز قرار دارد.