شناسانیدن

لغت نامه دهخدا

شناسانیدن. [ ش ِ دَ ] ( مص ) تعریف. تبصیر. شناساندن. ( یادداشت مؤلف ). معرفی کردن و معروف کنانیدن و شناختن فرمودن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(ش دَ ) (مص م. ) = شناساندن: آشنا کردن، معرفی کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ( شناسانید شناساند خواهد شناسانید بشناسان شناساننده شناسانیده ) آشنا کردن معرفی کردن.

ویکی واژه

شناساندن: آشنا کردن، معرفی کردن.

جمله سازی با شناسانیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بازاریابی مدیریت جریانی است که وظیفه شناسانیدن کالا یا خدمات، پیش‌بینی بازار و ایجاد رضایت مندی در مشتریان نسبت به دریافت نتیجه اثر بخش در قبال نیازهایش را به عهده دارد.در این تعریف تأکید اصلی بر تمرکز بازاریابی بر روی مشتری است.