شناسانیدن

مترادف‌ها

شناساندن، معرفی کردن، آشکار کردن، اعلام کردن

متضادها

پنهان کردن، مخفی کردن

لغت نامه دهخدا

شناسانیدن. [ ش ِ دَ ] ( مص ) تعریف. تبصیر. شناساندن. ( یادداشت مؤلف ). معرفی کردن و معروف کنانیدن و شناختن فرمودن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(ش دَ ) (مص م. ) = شناساندن: آشنا کردن، معرفی کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ( شناسانید شناساند خواهد شناسانید بشناسان شناساننده شناسانیده ) آشنا کردن معرفی کردن.

ویکی واژه

شناساندن: آشنا کردن، معرفی کردن.

جمله سازی با شناسانیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بازاریابی مدیریت جریانی است که وظیفه شناسانیدن کالا یا خدمات، پیش‌بینی بازار و ایجاد رضایت مندی در مشتریان نسبت به دریافت نتیجه اثر بخش در قبال نیازهایش را به عهده دارد.در این تعریف تأکید اصلی بر تمرکز بازاریابی بر روی مشتری است.

💡 هدف اصلی از این پژوهش علمی، شناسانیدن عوامل موثر بر تغییرات اقلیمی در مناطق نیمه‌خشک و ارائه راهکارهای عملی برای مقابله با پیامدهای مخرب آن است.

💡 در طول جلسات طولانی مذاکرات، تلاش شد تا تمامی ابهامات موجود از میان برداشته شود و شرایط جدید برای همکاری‌های بین‌المللی به خوبی به طرفین شناسانیده شود.

💡 تلاش‌های مداوم سازمان‌های حقوق بشری برای شناسانیدن تجاوزهای صورت گرفته در مناطق جنگ‌زده، به جلب توجه افکار عمومی جهانی و شروع برخی تحقیقات بین‌المللی منجر شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران