سیاکله
لغت نامه دهخدا
سیاکله. [ ک ُ ل ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ژان بخش دورود شهرستان بروجرد. دارای 447 تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان ژان بخش دورود شهرستان بروجرد
جمله سازی با سیاکله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی پسر نصیرالدین، پسر کمالالدین، پسر قوامالدین حسینی مرعشی است. پدران وی و خاندانش در آمل و ساری و دیگر نواحی مازندران حکومت داشتهاند، از جمله نیای وی میربزرگ که مؤسس سلسلهٔ مرعشیان بودهاست. خود وی نیز از طرف کارکیا سلطان محمد، پادشاه گیلان، عهدهدار سرداری سپاه و امارت سیاکلهرود بود و لشکرکشیهایی را به مناطق مختلفی همچون آمل و اردبیل برعهده داشته.