سپیدفام
مترادفها
سپید، سفید، روشن
متضادها
سیاه، تیره، سیاهفام
لغت نامه دهخدا
سپیدفام. [ س َ / س ِ ] ( ص مرکب ) سپیدرنگ.
فرهنگ عمید
سفیدرنگ.
فرهنگ فارسی
سپید رنگ
جمله سازی با سپیدفام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تزرجان، چهارفصلی دارد زیبا؛ بهارانی با عطر خوش شکوفههای بیدمشک و سیب گلابی که مستت میکند؛ تابستانی با باغها و مزارع زیبا و سرسبز فرحبخش و دلگشا و بوی خوش گل محمّدی؛ پاییزانی با نقاشی زیبای طبیعت و ترکیب رنگهای زرد و نارنجی و طلایی خوشرنگ که شوق قدم زدن در هوای پاک و دوشیزهٔ آن روح را مینوازد و سرانجام زمستانی با خواب خوش روستا بر بالش سپیدفام شیرکوه.