زردخار

لغت نامه دهخدا

زردخار. [ زَ ] ( اِ مرکب ) این گیاه را به نامهای جلبهنگ، جبلهنگ و جبرآهنگ نیز یاد کرده اند. ابن بیطار آن را همان «سمسم بری » می داند که به فارسی «اسپرک سفید» گویند و نیز تربد زرد نامیده میشود و نام جلبهنگ وزردخار در کتب مختلف به گیاهان دیگر هم داده شده است. در بعضی کتب آن را مرادف با جوزالقی و برخی هم آن را مرادف با کنگر دانسته اند. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

گیاهی خاردار با برگ هایی شبیه برگ لوبیا.

جمله سازی با زردخار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خار زردک، زردخار (نام علمی: Picnomon) نام یک سرده از تیره کاسنیان است.