لغت نامه دهخدا
زرار. [ زُ ] ( ع ص ) تیزفهم. سبکروح. ( ناظم الاطباء ): زُرّار؛ الذکی الخفیف. ( اقرب الموارد ). رجوع به زرازر شود.
زرار. [ ] ( اِخ ) به روایت طبری، او پدر بابک و بابک پدر اردشیر بابکان بود. رجوع به سبک شناسی بهار شود.
زرار. [ زُ ] ( ع ص ) تیزفهم. سبکروح. ( ناظم الاطباء ): زُرّار؛ الذکی الخفیف. ( اقرب الموارد ). رجوع به زرازر شود.
زرار. [ ] ( اِخ ) به روایت طبری، او پدر بابک و بابک پدر اردشیر بابکان بود. رجوع به سبک شناسی بهار شود.
او پدر بابک و بابک پدر اردشیر بابکان بود
اسم: زرار (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: zo(a)rār) (فارسی: زرار) (انگلیسی: zorar)
معنی: تیزفهم، سبک روح، ( اَعلام ) ( زَرار ) پدر بابک و نیای اردشیر بابکان است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زرار لتولی (انگلیسی: Gerard Lettoli؛ زادهٔ ۱۸ سپتامبر ۱۹۴۶) دوچرخهسوار اهل سان مارینو است.