رولحافی
مترادفها
لحافدوزی
لغت نامه دهخدا
رولحافی. [ ل ِ ] ( ص نسبی، اِ مرکب ) پارچه که کیسه مانند دوزند و درون آن از پنبه یا پشم یا پر بیاکنند. || پارچه که رقمی از یک سوی لحاف کشند و آستر لحاف از هر جانب آنرا احاطه کرده باشد. || ملحفه. ملافه.لفاف سفید که بر پشت لحاف کشند. ( یادداشت مؤلف ).
جمله سازی با رولحافی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در هر سه روش، وقتگیرترین کار، بستن و رنگ زدن و گشودن نخهاست. مقدار بستن از اندازهٔ ظرافت نقش تبعیت میکند. برای رنگ زدن تا گذشتهٔ نه چندان دور، همواره از رنگهای طبیعی استفاده میشد؛ ولی امروزه رنگهای شیمیایی جای رنگهای طبیعی را گرفته و کمتر از رنگهای طبیعی استفاده میشود. در هر حال در رنگرزی با رنگهای طبیعی: از رنگ نیل برای رنگ آبی، روناس و قرمز دانه برای رنگ قرمز، پوست درخت یا گل برای رنگ زرد، مواد معدنی و خاکی گوناگون برای رنگ سیاه استفاده میشده و میگردد. با روش ایکات و ضمن استفاده از مواد اولیهای که به آن اشاره شد، عنوان پارچه که مورد استفادهٔ رولحافی، بقچه، سوزنی و رومیزی دارد، تولید میگردد. با ادامه و استمرار انواع روشها در بافت دارایی یا ایکات، نقشهای بیشمار از سادهترین صور راهراه و هندسی تا پیچیدهترین سبک ژاکارد از نسلی به نسل دیگر انتقال یافتهاست. هیچگاه دو گونه ایکات همسان نمیتوان یافت، بلکه هر بافت، نرمی و مواجی ویژهای دارد که آن را از انواع دیگر بافتهای رنگین و حتی چاپ باتیک متمایز میسازد.