ردیم

مترادف‌ها

هلاک، نابود، فانی، از بین رفته

لغت نامه دهخدا

ردیم. [ رَ ] ( ع ص ) ثوب ردیم؛ جامه کهنه. ج، رُدُم. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). جامه پیوندبست. ( مهذب الاسماء ).
ردیم. [ رَ ]( اِخ ) نام دلاوری است و بسبب بزرگی خلقت این نام گرفته است. ( از ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

نام دلاوری است و بسبب بزرگی و خلقت این نام گرفته است.

جمله سازی با ردیم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‫خوردن همان و جامه به تن کردنم همان‬ ‫سوْننان دوروب، اوْس دوْنومی گییه ردیم‬

💡 خدایا تو نیکی کن ار ما بدیم زرحمت بفرما قبول ار ردیم

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران