دعابه

فرهنگ معین

(دَ عّ بِ یا بَ ) [ ع. دعابة ] ۱ - (مص ل. ) مداعبت، شوخی کردن، لاغ گفتن. ۲ - (اِمص. ) شوخی.

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) مداعبت شوخی کردن لاغ گفتن. ۲ - ( اسم ) شوخی.
مرد با مزاح. شخص بسیار لعب و مزاح.

ویکی واژه

دعابة
مداعبت، شوخی کردن، لاغ گفتن.
شوخی.

جمله سازی با دعابه

💡 قنوت، دعاى خاصى ندارد و انسان مى تواند هر دعايى بخواند، چنانكه لازم هم نيست دعابه عربى باشد و مى توان در قنوت، حاجات خود را به فارسى هم بيان كرد. البتّهروشن است كه دعاهاى قرآنى و يا دعاهائى كه معصومين عليهم السلام در قنوت خود مىخوانده اند از فضيلت و اولويّت خاصى برخوردارند.

💡 هنگامى كه خداوند آخرين پيامبرش را به رسالت برانگيخت، پاره اى از الفاظ عرب رادر غير معنى و مفهومى كه در ميان مردم عرب رايج بود، به كار گرفت. مثلا كلمهالصلاه كه به طور مطلق به معناى دعابه كار مى رفت،رسول خدا(ص ) آنرا به معنى نيايشى ويژه (نماز)استعمال كرد كه داراى كلماتى مخصوص، همزمان با حركاتى معين، چون قيام و ركوع وسجود است و پيش از آن تاريخ، عرب آن را در چنين معنايى نمى شناخت.

💡 عن الرضا(ع ) و دعابه يوما لبعض الحشم و قد كان ياخذه الحمى و الصداع فامر انيدق و يصير على قرطاس، و يصب عليه ذهن بنفسج و يوضعه على راسه، وقال اما انه يقمع الحمى و يذهب بالصداع ))(318)