دستون

لغت نامه دهخدا

دستون. [ دُ ] ( اِ )سرگین جانوران. ( از آنندراج ) ( شعوری ج 1 ص 450 ) ( ناظم الاطباء ). || نام نباتی است. ( آنندراج ).

جمله سازی با دستون

💡 از جامع‌ترین اثرهای بنده می‌توان «آوای مهر» را ذکر کرد که جذابیت و صلابت موسیقی کلامی و دستون و ترانه تالشی را نشان می‌دهد. این اثر با آواز این حقیر و همکاری استاد ارجمند آقای حسین علیزاده تهیه گردیده است.

💡 خنیاگر ‌و آوازه‌خوان منطقه تالش تا پیش از انقلاب اسلامی به عنوان خواننده ترانه‌ها و نغمه‌های منطقه تالش شهرت داشت. آغاز شهرت او به رویداد احضار قسمت خانی توسط رضاشاه به علت به گوش رسیدن تمجیدهای بسیار از وی، برای دستون خوانی باز می گردد. او پس از این رخداد به رسمیت دعوت به جشنوارۀ موسیقی شیراز شده و در آنجا علاوه بر اجرا مورد تجلیل بسیاری قرار گرفت.

💡 آنچه امروزه به نام موسیقی تالشی از آن یاد می‌کنیم آوازها (دستونها)، قطعات بدون کلام چوپانی و ترانه‌ها می‌باشند. آوازها یا دستون‌ها بخش مهم و غنایی موسیقی تالش می‌باشند که عامیانه‌ترین بخش به حساب می‌آیند و در هر یک از نواحی چندگانه تالش سبک ویژه ای دارند.

💡 قسمت خانی بزرگ ترین خواننده ی دستون های تالشی در سبک تالشدولابی است. او از دوران کودکی مشغول خواندن آوازها و ترانه های تالشی بوده است و با صدای گرم و طنین انداز خود، گرمابخش تمام محافل عروسی و جشن های تالشان بوده است، ترانه های او در سال های مشقت بار برای طالشان آن سوی مرز (روسیه و آذربایجان) به طرز خستگی ناپذیری امید بخش و دارای احترام بالایی بوده.