درفشه

مترادف‌ها

پرچم، بیرق، نشان، لواء

لغت نامه دهخدا

درفشه. [ دُ رُ ش َ / ش ِ ] ( اِ ) تیغ و شمشیر. ( برهان ) ( آنندراج ).

جمله سازی با درفشه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آبان سال ۱۳۶۴ انتشارات دماوند تعطیل شد، بسیاری از کتاب‌های آن توقیف شد و سیما کوبان دستگیر شد و مورد بازجویی قرار گرفت. بعد از مدت کوتاهی به قید ضمانت از زندان آزاد شده و حکم بر «ممنوع‌الانتشار» بودنش داده شد. به ناچار با همکاری نادر درفشه و دیگر دوستان شرکت طرح و نقش گلیم «بی‌بی باف» را در محل انتشارات دماوند دایر کرد. پس از آن به ترتیب با شرکت‌های تبلیغاتی سیته و کارپی در زمینه بازاریابی همکاری داشت. در این بین مدتی نیز دانش تصویری‌اش را در اختیار سازمان زیباسازی شهر تهران که وابسته به شهرداری تهران است، قرار داد.

💡 کشاورز با استفاده از درفشه، کاه و پوشال‌های انباشته شده در انبار را جابه‌جا می‌کرد تا فضای بیشتری برای انبار کردن محصولات جدید در آن قسمت ایجاد کند.

💡 در گذشته، استفاده از درفشه برای جمع‌آوری محصولات کشاورزی و انتقال آن‌ها به داخل ماشین‌آلات، یکی از فعالیت‌های روزمره و اصلی تمام روستاییان بود.

💡 او درفشه قدیمی را از گوشه انبار برداشت و با دقت فراوان شروع به زیر و رو کردن توده‌های خشک گیاهی برای یافتن دانه‌های ریز کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران